خرید بک لینک
من 1 1... زنده ام و میچرخم... خیلی سرد و بی روح و بی احساس شدم... شور و هیجان زندگی از دلم رفته.... همه چیز برام بی مزه شده .... دلم میخواست حداقل شاغل بودم و سرم گرم کار بود تا از این روز مرگی نجات پیدا میکردم... دیگه مثل قدیم شاد نیستم....

امیر هم هست... سر جاشه... هیچ وقت جدی نیست... هیچ وقت مثل کسی که بتونم بهش تکیه کنم رفتار نمیکنه... انگار یه بچست تو دنیا و افکار خودش... الان تازه میفهمم که چقدر فاصله سنی زن و مرد تو ازدواج مهمه... مرد باید حداقل 6 سال از زن بزرگتر باشه و تا 10 سال هم اختلاف سنی زن و مرد خوبه.... (مرد از زن بزرگتر باشه) الان من 30 ساله ام خیلی وقتا دلم میخواد بچه داشته باشم ولی امیر اصلا خودش رو نمیتونه یه پدر ببینه.... دل من یه زندگی آروم میخواد ولی امیر دنبال هیجان و سرگرمی.... امیر دقیقا 2 سال و نیم از من بزرگتره.... اما این فاصله سنی برای من و امیر کمه... خیلی هم کمه

برچسب: نویسنده: سجاد رحمانی تاريخ: جمعه 22 دی 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی