چرا هر وقت میخوابم چشمام که سنگین میشه تو میایی تو خوابم؟؟؟ مثلا واسه چه کاری ظهر میایی به خوابم؟؟؟؟ چرا دست از سر من برنمیداری؟ چرا از فکر و خیال من بیرون نمیری ؟ چرا افکار منو تنها نمیزاره ؟
کاش اینقدری که تو توی ذهن من نقش بستی ، منم توی ذهن تو بودم... توی افکار تو بودم... کاش توام یه کم به یاد من بودی.... ولی حیف که اینا همش ای کاش.... ای کاش .... ای کاش
برچسب:
نویسنده: سجاد رحمانی